روانشناسی
امیر شیرازی
من امیر شیرازی نوجوان ۱۵ ساله هستم ولی اطلاعات زیادی ازروا نشناسی دارم من این بلوگفا را به کمک معلم عزیزم وباکمک بدربزرگم و بادیدن کسانی که که در جامعه هستن مثال؟ من دروز۱۹/۹/۸۷ دربارک فخراباد قدم میزدم که بسری ۱۰ ساله با جسته ای متوست چا قویی جلوی من گرفت و از من بول خواست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا اگر کنجکاوید ادا مش بشنوید باید بیش از ۵۰ نفر از این باز دید کنن بسم الله آنچه را به تو می دهم بپذیر و نخواه که چیزی بر آن اضافه کنم یا از آن کم... میدانم چه دوست داری و به چه نیاز داری!!! و میدانم آنچه که دوست داری گاهی تیشه ای است که اگر به تو دهم ریشه خود را قطع میکنی پس آنرا هرگز به تو نمیدهم زیرا آنقدر تورا دوست دارم که نمیخواهم تورا از دست بدهم پس آنچه را که به تو میدهم بپذیر زیرا که برای تو دوست تر میدارم به آنچه که دوست داری برسی اما چه کنم که آنچه میطلبی جامی است از زهر نه لیوان بلوری از آب گوارا آنچه را که میدهم بپذیر و بدان هیچ کس در دنیا پای تو نمی ایستد و به اندازه ی من تورا دوست ندارد. پس در مقابل دوستم بدار ارادتمند و دلتنگ همیشگی تو : خدایت سلام دوستان! میروم ...این بار به سفر... شاید سفر آخر...اما گریه ام را به حساب سفرم نگذارید...برام
دعا کنید و از خطاهام بگذرید... فراموشم کنید...بدیها رو ببخشید خوبیها رو
هم فراموش کنید...که اگر میدونستم با خوبی کردن به یاد موندنی میشم خوبی
نمیکردم... حلال کنید! خدایی که دارم به سمتش میرم حافظ همگی!
يک روان شناس گفت: بيشترنوجوانان والدين خود را بي منطق، سنتي و خود را فردي منطقي مي پندارند که ضروري است والدين آنان همراه با آنها رشد يابند. عزيز احدي در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در اردبيل، تصريح کرد: نوجوانان درطول سنين خود علاوه بر تغييرات جسمي با تغييرات روحي نيز مواجه ميشوند چرا که نوجوان به جلو مي رود وعقلش رشد مييابد. احدي ادامه داد: نوجوان خوي وخصلت متفاوتي دارد و بيشتر سعي ميکند با دوستانش رقابت ايجاد کند و دوستانش را به روابطش اضافه کند. اين استاد دانشگاه با بيان اينکه نوجوان بيشتر به دنبال تشخيص يا هويت طلبي است، افزود: ميخواهد خود را بشناسد و انتظار دارد ديگران با او برخورد مناسبي داشته باشند. احدي عنوان كرد: نوجوانان سعي دارند وابستگي شان را از والدين کمتر کنند؛ اين امر باعث تغييراتي ما بين ارتباط والدين و فرزندان شود. وي افزود: اگر والدين همراه نوجوانان خود رشد يابند و ويژگيهاي جسمي و روحي آنها را درک کنند دوره نوجواني ديگر دوره هراس ناميده نميشود.
اما براساس رویه جدید، این بار می خواهیم والدین را در خال هدف قرار داده و با تفکیک و توضیح روحیات و شرایط آنها راهی به شما نشان دهیم که بهترین و نزدیک ترین باشد...!
در ابتدا باید چند اصل و نکته را جدا از این که والدین ما در چه گروه و دسته و متعلق به چه شرایط روحی و فکری هستند بپذیریم:
عمدهترین علت عدم رضایت ما از والدین و احساس فاصله زیاد بین خودمان و آنها، مقایسهای است که به صورت ناخودآگاه و بعضاً آگاهانه انجام میدهیم و در این قیاس، والدین خود را با الگوی ایده آلی که غالباً حاصل ترکیب رفتارهای مورد پسند ما است مقایسه میکنیم. یادمان باشد هیچ انسانی، چه در موقعیت فرزندی و چه والدی، کامل نیست بلکه ترکیبی است از رفتارهای مثبت و منفی و هنر آن است که انسانها را آنگونه که هستند بپذیریم و دوست داشته باشیم.
یادمان باشد که پدران و مادران ما فرزندان دیروز بودهاند و ما نیز پدران و مادران فرزندانی خواهیم بود و این چرخه تا همیشه ادامه دارد.
حل معقول مسائل زمانی حاصل میشود که احساس رضایت دو طرفه را به دنبال داشته باشد. یعنی هم ما و هم والدینمان به آرامش و تعادل نسبی برسیم.
رفتار والدین ما تابعی از طبیعت اطراف ماست و اثرگذارترین و مفیدترین تغییرات در هر پدیده طبیعت (منجمله رفتار والدین) زمانی حاصل میشود که تغییر از نگاه ما و از رفتار ما آغاز شود. به عبارتی با تغییر در رفتار خودمان، آنها را به بازخورد مطلوب واداریم.
و آخرین و مهمترین نکته آن که هر کس به اندازه زحمت و محبتی که برایمان میکشد شایسته و سزاوار قدردانی، ستایش و احترام است و لذا پدر و مادر ستودنیترین عناصر زندگی ما هستند که احترام در مقابل آنها فضایی نامحدود دارد.
و اما تفاوتهای رفتاری والدین: والدین همه چیزدان، والدین منظم، والدین سلطهگر، والدین پرخاشگر، والدین ساکت و کم حرف.
1- والدین همه چیز دان:
اینگونه شخصیتها در همه زمینهها متخصص هستند، در هر موضوعی ابراز عقیده کرده و حتی در صورت اشتباه، آن را قبول ندارند. در رویارویی با این گونه والدین بهتر است که شما برای پرسیدن و گرفتن نظر پیش قدم شوید و اجازه دهید که این نیاز در مورد موضوع دلخواه و انتخابی شما ارضا شود. چنانچه با نظر اشتباهی روبه رو شدید، بهتر آن است که آن لحظه سکوت کرده و از تذکر دادن فوری اجتناب کنید. کمی بعدتر پیش آمده، از او بخواهید بیشتر فکر کند و مسئله را اینگونه مطرح کنید:
نظرات شما همیشه برای من کمک بزرگی است. راستی اگر مسئله اینطوری نبود - همان راهنمایی اشتباهی که خود والد انجام داده - و این گونه بود - نظری که صحیحتر و بهتر است - چه کار کنم؟
چنانچه بعد از این صحبت دیگر هیچ نگویید و مجال تفکر را به آنها دهید، این عمل سبب میشود که بعضاً به اشتباه خود پیبرده و نظر درست شما را مجدداً به عنوان نظر و راهنمایی خود مطرح کنند. مهم این است که آنچه می خواستهاید انجام شده و به آن رسیدهاید.
2- والدین منظم:
این اشخاص به طرز آشکاری دقیق و حسابگرند. منطقی حرف زدن را دوست دارند. واقعیات را به طور ملموسی درک کرده و از خیال بافی و بیخیالی به دورند. محیط اطرافشان تمیز و منظم است و شما در حیطه نظارتی آنها چارهای جز تبعیت از نظم ندارید. در مقابل اینگونه والدین و برای فرار از جبر نظم افراطی سعی کنید که ظاهر رفتاری و محیطی خود را نزدیک به سلیقه آنها نشان دهید. با آنها منطقی صحبت کنید و به گونهای رفتار نکنید که احساس کنند نسبت به مسائل اطراف خود بیخیال هستید. حتی اگر واقعاً چنین است، اتاق و محیط اطراف شخصی خودتان را در حد معقول و نه افراطی از نظم نگاه دارید.
این در واقع مثل یک بازی پازل، هنر قرار دادن تکهها در جای درستی است که به نتیجه درست منتهی میشود و شما این هوش و قابلیت را دارید، فقط کافی است بخواهید که این کار انجام شود. در مورد بخش افراطی رفتار آنها در زمان های مناسب و بدور از هر گونه تنش و بی حرمتی و با اعمال فضای منطقی به گفتگو و صحبت بنشینید. یادتان باشد لجبازی تنها نکته ای است که هرگز شما را به مقصد نمیرساند. در شمارههای بعد سعی میکنیم بیشتر با روحیات کسانی آشنا شویم که بیشک دوستمان دارند و دوستشان داریم.
3- والدین سلطهگر:
این اشخاص تفکران خود را با زور و اجبار به دیگران القا کرده و با آ نها و درگیر بحث و جدل میشوند. در مقابل این والدین باید با آرامش و اعتماد به نفس صحبت کنیم و بدانیم که نفس حرف زدن مهم نیست بلکه مهم آنست که بتوانیم منظور خودمان را به درستی بفهمانیم. استفاده از واژگان درست و اعتماد به نفس برگه برنده ما در برخورد با ایندسته از والدین است. بهتر است که در شروع صحبت آنها را با نام پدر، مادر؛ مخاطب قرار دهیم و سپس در کمال آرامش موضوع و خواسته خود را مطرح کنیم. در صورت عصبانیت و بحث سکوت کرده و مجدداً در شرایطی مناسبتر موضوع را مطرح کنیم و خود را هرگز به صورت یک آدم بیخیال و بیتوجه نشان ندهیم.
4- والدین پرخاشگر:
این دسته از آدمها پیروز شدن در نزاعها را دوست دارند و دیگران با تندی وادار به قبول خواستههای خود میکنند. والدینی که با کوچکترین حرفی به شدت عصبانی شده، فریاد میزنند ولی این حالت در آنها خیلی زود فروکش میکند، در واقع با داد زدن نوعی انرژی منفی را از درون خود تخلیه میکنند و از اینرو سکوت و آرامش شما و تواضعتان در برابر این حالات، مدت زمان این تخلیه را کوتاه کرده و باعث میشود که فضا زودتر به حالت عادی باز گردد. در صورتیکه ایستادگی و بحث کردن شما باعث میشود که دایره عصبانیت از حال به گذشته کشیده شده و مسئله دلخواه شما بینتیجه بماند.
فقط سکوت کنید بعد از آرام شدن شرایط، مودبانه از اینکه آنها را عصبانی کردهاید عذرخواهی کنید، حتی اگر مقصر نبودهاید، و در مورد موضوع مورد نظرتان مجدداً صبحت کنید. شاید راهکارهای زیر به برقراری سریعتر آرامش در فضای گفتگوی شما کمک کند:
* در مواجهه با بیمنطقی رفتار والدین صحیت به مراتب کار گشاتر از خصومت است.
* در هنگام دعوا از واژگان بد استفاده نکرده و تن صدای خود را بالا نبرید.
* در مقابل اینگونه والدین و در این شرایط محکم نشسته، پا روی پا نیاندازید و با چیزی بازی نکنید.
* هرگز با والدین خود قهمر به معنای ترک کلام نکنید، حتی اگر آنها با شما صحبت نکردند.
* با محکم بستن در، ترک محل و .... نشان میدهید که قصد اصلاح رفتار والدین را دارید که این امکانپذیر نبوده و به ضرر شما است.
5- والدین ساکت و کم حرف:
این شخصیتها چهرههایی سرد و بیاحساس داشته و به ندرت ابراز عقیده میکنند. اگر شما والدینی دارید که اینگونهاند و دوست دارید که با آنها هم کلام شوید بهتر است خودتان پیش قدم شوید:
در کنار آنها نشسته و مختصر و مفید از خود و کارهایتان بگوئید، زیرا آنها حوصله شرح و تفسیر فراوان ندارند، و سپس از آنها در مورد مسائلی که میدانید باید در آن روز انجام میدادند بپرسید. به طورمثال:
* روغن ماشینتو عوض کردید؟
* ایراد ماشین برطرف شد؟
* مادر، امروز که دکتر رفتید، مطب شلوغ بود؟
اجتماعی انسان از آغاز تولد امری حیاتی و مورد توجه از دیدگاه دانشمندان , روان شناسان , جامعه شناسان وعلمای دین و از همه مهمتر و جدی تر در کلام خدا و ائمه معصومین و صاحب نظران الهی می باشد. اما در این مجموعه به طور خلاصه بیشترین تشریح در دوره ی مهم و حیاتی نوجوانی است. سنینی که از 12 -11 سالگی تا 20 - 21 سالگی توسط متخصصان ذیربط لحاظ شده است.
برای ورود به مبحث مربوط به رشد اجتماعی , ابتدا گذری بر دنیای پرحرارت نوجوانی خواهیم داشت و پس از آن به رشد مذکور اشاره خواهد شد و در ادامه برخی از آسیب ها و اختلال های مربوط به این دوره می پردازیم.
برای این که بتوانیم به اختصار به این مبحث بپردازیم هم در رشد روانی اجتماعی با محور قراردادن هویت یابی در سنین نوجوانی و هم در بعد آسیب ها و اختلالات نوجوانی بحران هویت به عنوان محور بحث مورد مداقه قرار می گیرد.
مهمترین نظریه در ارتباط با رشد اجتماعی به دیدگاه اریک اریکسون بر می گردد که بدان اشاره می شود . همچنین در بحث آسیب ها به دو پژوهش که در سالهای اخیر در مورد نوجوانان ایرانی انجام شده است اشاره می شود.
گذری بر دنیای کودکی
رشد اجتماعی از آغاز ارتباط کودک با اطرافیانش آرام آرام شروع که ابتدا با والدین و نزدیکان و بعد ها با اجتماع و دیگران نشان داده می شود.
نوع ارتباط اجتماعی کودکان بستگی به نوع زندگی , رفتار و عکس العمل های والدین و پس از آن مدرسه و اجتماع دارد.
روابط کودک با آشناها, روابط کودک با دوستان و همکلاسی ها و روابط کودک با اجتماع قابل توجه است.
اریکسون هریک از مراحل زندگی و رشد را نوعی تعارض می داند که به صورت منفی و مثبت نشان داده می شود.
رفتارهای مثبت اجتماعی کودکان , ابتدا با لبخند و بعدها به صورت روابط اجتماعی با گروه همسالان ظهور می کند.
رفتار های منفی اجتماعی کودکان به صورت اخم , گوشه گیری , ترس و اضطراب بروز می کند.
پس از گذراندن دوران کودکی آرام آرام وارد مرحله ی نوجوانی , بلوغ و موقعیت خاص این سنین می شود.
ویژگی ها و خصوصیات نوجوانان
نوجوانان از نظر بدنی دگرگونی , تغییرات و تحول بزرگی را متقبل می شوند. از نظر فرهنگی اجتماعی تابع شرایط محیطی هستند, فکر می کنند همه چیز را می دانند ولی خامند احساس و هیجان بر تعقل آنها غلبه دارد.
در تخیلات و رویاها زندگی می کنند. علاقه شدید به ایجاد ارتباط با همسالان دارند. آمادگی پذیرش مسئولیت های خانوادگی و اجتماعی با هم توام است. فشارهای روانی زیادی را متحمل می شوند. برخی ویژگی های نوجوان , رشد و قد و وزن سریع دارای اخلاق , عرفان و معنویت , فداکار و مبارزه طلب , یاس در مقابل ناکامی , آراستگی و خود کشفی, گرایش به جنس مخالف , مسئولیت پذیر , همدردی با دیگران , عصبی شدن , نوسان هیجانات و گاه تناقض.
اجتماعی شدن لازمه ی دنیای نوجوانی
1- استقلال 2- رفتار جنسی 3- هماهنگی با همسالان 4- عشق در دوران نوجوانی
استانلی هال : دوران بلوغ و نوجوانی را دوران طوفان وفشار می نامد.
روسو: این دوره از مراحل زندگی را تولد مجدد معرفی می کند.
دبس : تغییرات در دوران بلوغ کل شخصیت نوجوان را در بر می گیرد و به اشکال مختلف بروز می کند.
1- به سرعت جنبه انفعالی و عاطفی شخصیت گسترش می یابد و کل شخصیت فرد را در بر می گیرد.
2- افق فکری از طریق علاقه و رغبت گسترش می یابد.
3- حیات روانی که در رفتار و اعمال فرد بروز می کند درونی می شود.
4- رفتار نوجوان به سرعت فردی و شخصی می شود.
نیازهای نوجوانان
نیاز به محبت در نوجوانی
1 -محبت به همسالان همجنس ( رفاقت )
2 -محبت به جنس مخالف ( ازدواج)
3- محبت به نوع بشر( نوع دوستی )
مبانی معرفت شناسی علمی فرزند
شناخت نیازهای اساسی , با هدف تامین آرامش روحی روانی .
شناخت استعدادهای اصلی, با هدف هدایت آن در مسیر مطلوب.
شناخت علاقه ها و گرایشها, با هدف نفوذ در عمق شخصیت.
شناخت ویژگی های رشد , با هدف تغییر رفتار هنجار از ناهنجار .
شناخت ضعفها و کاستی ها, با هدف یاری به فرد برای غلبه بران ها.
بسیاری از نیازها کودکان و نوجوانان مانند استقلال , دوست یابی, بازی, تفریح, آموزش ها, وغیره مورد توجه است که بدان نمی پردازیم.
دوست یابی یکی از مهمترین نیازهای نوجوانان در این سنین است. نیاز نوجوان به تعلق داشتن او به سوی گروه , اجتماع, هم سن و سالهایش می کشاند هرچند این وضعیت از قبل شروع می شود ولی در این سنین به اوج می رسد.
پذیرش مسئولیت های اجتماعی , مشارکت داشتن در نقش های اجتماعی و سازنده , استقلال , تمایل به قرار گرفتن در گروهها , دسته ها و سایر مجامع در نوجوانان تقویت می شود.
استولز در تحقیقاتی نشان داد 8 درصد پسران به خاطر کوتاه بودن قد خود احساس حقارت می کنند و 13 درصد دختران به خاطر بلند بودن قد خود دچار افسردگی می شوند.
مراحل هشت گانه رشد اجتماعی اریکسون
اریک اریکسون مراحل رشد خود را با نام هشت مرحله زندگی انسان به شرح ذیل ارائه کرد. که 4 مرحله ی اول مربوط به کودکی , مرحله ی پنجم مختص دوران نوجوانی و مرحله ی آخر مربوط به جوانی , میانسالی و پیری است که به شرح ذیل می باشد:
1- مرحله اول : اعتماد در برابر عدم اعتماد که تا پایان سال اول زندگی .
2- مرحله دوم : خود مختاری در برابر شک و شوم که از سال دوم تا سوم می باشد.
3- مرحله سوم : ابتکار در برابر احساس گناه که از سال سوم تا ششم می باشد.
4- مرحله چهارم : کارایی در برابر احساس حقارت که از سال ششم تا دوازدهم می باشد.
5- مرحله پنجم : هویت در برابر سردرگمی نقش که از سال دوازدهم تا سال بیستم می باشد.
6- مرحله ششم : صمیمیت در برابر کناره گیری که از سال بیستم تا سی ام می باشد.
7- مرحله هفتم : زایندگی در برابر درخود فرورفتگی که از سال چهلم تا شصت و پنجم می باشد.
8- مرحله هشتم : تمامیت ( انسجام خود) در برابر نا امیدی که از شصت و پنج سالگی به بعد می باشد.
هویت
هویت عبارت است از افتراق و تمیزی که فرد بین خود و دیگران می گذارد. هویت شخصی فرد یک سازه و ساختار روانی اجتماعی است.
گلاسر معتقد است هویت هرفردی 2 گروه است
1- هویت توفیق
2- هویت شکست .
در هنگام بحران هویت دچار اضطراب می شود و اشکال در سازگاری دارد.
در بحران هویت نوجوان به چند مساله بیش از دیگر مشکلات دچار تردید و شک می شود که عبارتند از :
1- اهداف بلند مدت 2- انتخاب شغل 3- الگوهای رفاقت 4- رفتار و تمایلات جنسی 5- تشخیص مذهبی 6- نظام ارزش های اخلاقی 7 -تعهد گروهی 8- نگرش و دید منفی نسبت به خود 9- اختلال در تنظیم وقت 10 نداشتن روحیه تلاش و فعالیت .
هویت یابی
به عقیده اریکسون عمده ترین تکلیف یک نوجوان حل بحران هویت در برابر سردرگمی نقش است. تصمیم درمورد شغل , اینده , زندگی , گاه سردرگمی ممکن است تا 30 سالگی ادامه یابد. یکی از شیوه های اجتناب از سردرگمی و ابهام هویت , پیوستن به گروه ها و دارو دسته ها و ... می باشد. سن 12 تا 18 سالگی از نظر اریکسون زمان شکل گیری هویت است.
وفاداری در این سن و احساس تعهد نسبت به سلوک خاص , اعتقاد و مذهب و ... اهمیت پیدا می کند. در این دوره , فرد باید خود را بیابد, یعنی خویشتن یابی.
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pars Skin |


